پست ها
شیوا محمدی فعال ترین تا این لحظه
87 مطلب 14 ساعت حضور

گزارش خطا

علت گزارش برای را بنویسید


کسب و کار اینترنتی

گزارش


تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

 

تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.

قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.

زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.

کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

 

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.

اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

 

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

 

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :

نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.

پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.

زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.

ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

 

تمرین ۲صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:

اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.

بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.

کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

 

تمرین ۳در چشم آدم ها نگاه کن:

تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟

مردم. درست است؟

پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.

با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

 

تمرین ۴عطر ها را بشناس:

این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.

داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.

بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

 

 

 

 

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

 

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم

دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.

بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.

او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.

او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.

یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.

این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.

او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

 

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

 

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.

انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:

آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟

او مضطرب به پشتش دست کشید.

بله لوله ای از پشتم بیرون زده.

اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

 

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟

چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.

قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.

https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

 

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟

تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.

قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

 

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی

هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.

عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.

تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.

اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.

بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.

جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.

پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.

هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.

صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.

کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.

چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.

آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟

احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟

داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟

بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

 

کسب و کار اینترنتی

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

 

 

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.

بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.

تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.

بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.

در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟

چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

 

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.

خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات

تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

 

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.

اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.

قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.

1.                    آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.

2.                   به یک اتاق خلوت و ساکت برو

3.                  کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود

4.                   ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

 

سفر آغاز شد.

 

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

 

 

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش


آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

 

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

 

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

 

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.

یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول

این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

 

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

 

تصور میکنم ۱۰۰٪

 

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

 

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

 

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

 

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

 

درباره ما نیست درباره آنهاست

 

https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

 

کسب و کار اینترنتی

 

 

 

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.

1.                    تبلیغ نویسی سطح بالا

2.                   تبلیغ نویسی سطح پایین

تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.

مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !

مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.

احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

 

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.

تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !

فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

 

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.

تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:

تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

کسب و کار اینترنتی

 

https://eqva.net/copywriting-artist/

 

 

 

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

 

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان

اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.

می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …

اما این کار کاملا اشتباه است.

۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.

تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.

در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:

این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و

·                     آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟

·                     آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟

·                     آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟

·                     و…

زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟

اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.

چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.

به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !

حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

 

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟

پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

 اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟

اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.

اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.

بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.

متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!

خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

 

داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.

بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

 

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟

صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…

برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.

اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟

چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

 

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن

مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.

داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

 

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟

چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.

برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.

فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟

https://eqva.net/storytelling-like-boss/

 

کسب و کار اینترنتی

 

 

اغوا

کسب و کار اینترنتی

گزارش

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند

چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.

و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.

خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.

داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :

زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.

نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.

این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.

ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!

ماشین چیست؟

BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…

و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است

خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.

https://eqva.net/3-copywriting-technique/

 

کسب و کار اینترنتی

 

 

 

اغوا
ثبت نام ورود